پل های ارتباطی شما با رادیو وکالت            شماره تلفن: 88705123-021          ایمیل: info@legalholding.ir

مهاجرت

مهاجرت چیست


امروزه پدیده‌ی مهاجرت تبدیل به یکی از بحث‌برانگیزترین مباحث دنیا از حیث مبانی، عوامل و تأثیرات مختلف آن شده است. مهاجرت به معنای جا‌به‌جایی اهالی یک منطقه به منطقه‌ای دیگر است که در این معنا، هم می‌تواند شامل جابه‌جایی مردم در داخل یک کشور و هم شامل جابه‌جایی آن افراد از کشوری به کشور دیگر شود. در عرف امروز، و خصوصاً در عرف حقوقی، هنگامیکه از مهاجرت صحبت می‌شود، منظور جابه‌جایی از یک کشور به کشوری دیگر است. مهاجرت هم می‌تواند به صورت موقت و هم دائم باشد. باید گفت که منظور عرفی از مهاجرت، همان جابه‌جایی دائمی یا نسبتاً بلندمدت است؛ چراکه به نظر می‌رسد مسافرت‌های تفریحی و کاری، از شمول معنای مهاجرت خارج باشد. بهتر است برای تشخیص اینکه کدام جابه‌جایی مهاجرت است، به قصد و اراده‌ی ذهنی فرد توجه کنیم تا بتوانیم مهاجرت به مفهوم عرفی و قانونی آن را از سایر جابه‌جایی‌ها بازشناسیم.
پیش از پرداختن به اهداف مهاجرت و ابعاد حقوقی آن، ذکر مختصری از آمار موجود در بخش مهاجرت قابل توجه است. گفته می‌شود که حدود 190 میلیون مهاجر در سال 2005 میلادی وجود داشته‌است که ۳٪ از کل جمعیت دنیا راتشکیل می‌دهد. 97٪ مابقی جمعیت دنیا در کشورهایی زندگی می‌کنند که در آن متولد شده‌اند. طبق آمار منتشر شده، در پنج دهه‌ی اخیر، میزان مهاجرت به طرز چشم‌گیری افزایش یافته است. به‌طوریکه این رقم از ۷۹ میلیون نفر در سال 1960 میلادی به 250 میلیون نفر در سال 2015 میلادی رسیده است. این افزایش مهاجرت دلایل مختلفی داشته است که پس از توضیح علل و عوامل کلی مهاجرت، روشن‌تر می‌شود.

مهاجرت


نقل مکان یک شخص به کشوری دیگر می‌تواند علل گوناگونی داشته باشد:
 - عده‌ای ممکن است از شرایط سیاسی کشور مبدأ فرار کنند و به امید اینکه تحت یک رژیم سیاسی مطلوب‌تر قرار بگیرند که مثلاً به آزادی‌ها و حق‌های مردم احترام بیشتری بگذارد، به کشوری دیگر پناه ببرند.
- جنگ و ناامنی، یکی دیگر از دلایل مهاجرت است که متأسفانه نمونه‌ی آن در سال‌های اخیر به وفور دیده می‌شود؛ نظیر مردمی که از کشورهایی نظیر سوریه یا عراق ممکن است به کشورهای مجاور مهاجرت کنند.
- عده‌ای دیگر ممکن است با هدف یافتن شغل مهاجرت کنند. این افراد برای رهایی از اوضاع نابه‌سامان اقتصادی کشور خود، به امید کسب درآمد بیشتر به کشوری با شرایط اقتصادی مناسب‌تر نقل مکان می‌کنند. نمونه‌ی این هدف را می‌توان در مهاجرت برخی از مردم کشور افغانستان به ایران دانست.
- تحصیل نیز یکی دیگر از اهداف بسیار شایع و رایج در بین مهاجرین است. افراد زیادی ممکن است به دلیل وضعیت ضعیف مراکز علمی و دانشگاه‌های کشور خود، به امید کسب بیشتر دانش و یا به دست آوردن یک رزومه‌ی مطلوب علمی، به کشوری دیگر مهاجرت کنند. این مورد در میان دانشجویان ایرانی بسیار رایج است و ایشان اکثراً در مقاطع کارشناسی ارشد و یا دکتری، رخت سفر برمی‌بندند.
موارد دیگری نیز نظیر بیماری‌های همه‌گیر، قحطی و بالاخره جایی بهتر برای زندگی، از دلایل مهاجرت به حساب می‌آید.

مهاجرت


مهاجرت نه تنها برای شخص مهاجر می‌تواند منافعی داشته باشد، بلکه ممکن است برای کشور مقصد نیز مفید باشد. صرفه‌های اقتصادی نظیر ورود سرمایه‌ی خارجی و بهره‌گیری از نیروی کار مناسب و ارزان، صرفه‌های علمی نظیر افزایش رتبه‌ی علمی دانشگاه‌های کشور مقصد از طریق جذب نخبگان سایر کشورها و مواردی از این دست، از منافعی است که ممکن است نصیب کشور مقصد شود. اما نباید فراموش کرد که مهاجرت ممکن است جنبه‌های منفی و خطرناکی نیز برای کشور مهاجرپذیر داشته باشد. شلوغی شهرها، افزایش آلودگی، افزایش نرخ بیکاری و ناامنی، ممکن است از جنبه‌های منفی مهاجرت برای کشور مقصد باشد. تروریسم از مسائلی است که در سال‌های اخیر، بلای حیات آرام سیاسی و اجتماعی کشورهای مختلف شده است. لذا کشورها از این مسأله بیم دارند که افرادی خطرناک یا تروریست، با پوششی موجه وارد کشور آن‌ها شوند و مسبب ناامنی و بر هم زدن هم‌بستگی مردم آن جامعه شوند. به همین دلیل کشورهای مهاجرپذیر دو راه پیش روی خود دارند: یا اینکه مسیر مهاجرت به کشور خود را به کلی مسدود کنند و از جنبه‌های مثبت و سودمند مهاجرت چشم‌پوشی کنند؛ یا اینکه راه را برای مهاجرت پذیری باز نگه دارند، اما با به‌کارگیری تدابیری دقیق، احتمال ورود عناصر نامطلوب را به کشور خود کاهش دهند. اکثر کشورهای دنیا راه دوم را برگزیده‌اند. این کشورها برای پیشگیری از برخی مخاطرات احتمالی، قوانینی خاص در مورد مهاجرت به کشور خود وضع می‌کنند تا با سنجش شخصیت مهاجر، ورود او را منوط به داشتن شرایطی ویژه کنند. به همین دلیل کشورهای مقصد، جویای اطلاعات دقیق فردی و خانوادگی مهاجر، وضع سواد او، مهارت او، وضعیت شغلی او در کشور خودش و بالاخره اهداف او از مهاجرت می‌شوند و به همین منظور علاوه بر استفاده از پرسش‌نامه‌ها و مدارک لازم، معمولاً مصاحبه‌ای نیز با شخص متقاضی مهاجرت به عمل می‌آورند تا صحت موارد پیش‌گفته را تصدیق نمایند.
هراس از ورود افراد خطرناک، که البته درصد کمی از مردم متمدن جهان را تشکیل می‌دهند، و نیز لزوم حفظ قوانین داخلی هر کشور و احترام به آن‌ها از سوی مهاجرین، کشورها را بر آن داشته است تا مقرراتی ویژه و مختص به خود، برای مهاجرپذیری وضع کنند. وضع این مقررات و ملاک‌های خاص برای پذیرش مهاجرین، باعث پدیدآمدن ابعاد حقوقی متعددی شده است که لزوم بهره‌گیری از مشورت‌ها و تجربه‌های حقوقدانان و وکلای متخصص در امر مهاجرت را پررنگ می‌کند. این ضرورت تا جایی است که برخی از وکلا، به طور تخصصی به امر مهاجرت به یک کشور خاص می‌پردازند.
اکنون باید بررسی کرد که راه‌های مهاجرت به یک کشور دیگر که در برخی قوانین به آن پرداخته شده است، چیست. در اینجا به برخی از راه‌های مهاجرت اشاره می‌کنیم:
- مهاجرت از طریق همسر؛ مهاجرت از طریق ازدواج در کشورهای گوناگون مورد پذیرش قرار گرفته است. به عنوان مثال در کشور کانادا مهاجرت از طریق همسر را «اسپانسر کردن همسر» می‌گویند. در این روش شخصی که می‌خواهد اسپانسر همسر خویش واقع شود، باید بیش از 18 سال سن داشته باشد، مقیم کشور کانادا باشد و شرایط مالی لازم را داشته باشد. اطلاع از شرایط اختصاصی هر کشور، منوط به مطالعه‌ی قوانین و عرف‌های هر کشور است.
- مهاجرت از طریق سرمایه‌گذاری؛ یکی از راه‌های مهاجرت و دریافت اقامت، سرمایه‌گذاری است. برای مثال برخی از استان‌های کشور کانادا نظیر استان کِبِک از این طریق اقدام به جذب مهاجر می‌کنند. این مهاجران بایستی دارای شرایطی نظیر داشتن حداقل دارایی به میزان 1600000 دلار کانادا و پرداخت مبلغ 800000 دلار به خزانه‌ی دولت کانادا به مدت پنج سال باشند.
- مهاجرت از طریق پناهندگی؛ پناهندگی بدین معنی است که شهروندی به دلایل متعدد مثل فرار از آزارهای ملی و قومیتی و یا به دلیل داشتن یک ایدئولوژی خاص و یا به دلیل آن که امنیت مطلوب را در کشور خود ندارد، به یک کشور دیگر پناه ببرد. در این رابطه، کنوانسیون مربوط به وضعیت پناهندگان از سوی سازمان ملل متحد در 28 ژوئیه‌ی سال 1951 میلادی به تصویب رسید و در تاریخ 22 آوریل سال 1954 میلادی به اجرا در آمد. این کنوانسیون اقدام به تعریف معنا و مفهوم پناهنده نموده است و مسؤولیت کشورهای عضو را در نوع برخورد با این پناهندگان تبیین می‌کند. باید گفت که نفس پناهندگی معمولاً مطلوب نظر کشورهای مهاجر فرست نیست و لذا از جانب کشور مبدأ غیر قانونی تلقی می‌شود.
مهاجرت از طریق ویزای تحصیلی؛ مهاجرت و اخذ اقامت از طریق پذیرش تحصیلی نیز امکان‌پذیر است. معمولاً توصیه می‌شود که محصلین بهتر است کشوری را برای تحصیل انتخاب کنند که امکان کار نیز در آن کشور برای آنان فراهم باشد. از مزایای این روش آن است که دانشجویان معمولاً پس از اتمام تحصیل خود و یا در حین تحصیل، در کشور مقصد مشغول به کار می‌شوند و نهایتاً تابعیت یا اقامت دائم آن کشور را نیز تحصیل می‌کنند.
 متخصصین در امر مهاجرت می‌توانند در مورد اینکه فرد متقاضی مهاجرت کدامیک از این مسیرها یا راه‌های دیگر را انتخاب کند، به مشورت با وی بپردازند. درنظرگرفتن اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و علمی کشور مقصد و پیش‌بینی آن در آینده، لازمه‌ی اتخاذ تصمیم در انتخاب مقصد مهاجرت است.
هرگاه از مهاجرت صحبت می‌شود، ممکن است از مفاهیمی نظیر تابعیت نیز بحث شود. بنابراین شایسته است که به صورت اجمالی، به این مفهوم پرکاربرد بپردازیم.

مهاجرت


تابعیت یک رابطه‌ی سیاسی، بین‌المللی، داخلی، حقوقی و معنوی بین یک شخص و کشور متبوعش است که این رابطه سبب ایجاد یکسری از شبکه‌های حق و تکلیف میان آن شخص و کشور مزبور می‌شود. قواعد ناظر بر تابعیت ممکن است میان کشورهای مختلف، متفاوت باشد. ولی اصول چهارگانه‌ی زیر بین تمامی کشورها مشترک و نسبتاً مشابه است:
1 – هرکس باید دارای تابعیت باشد.
2 – هرکس نباید بیش از یک تابعیت داشته باشد. داشتن بیش از یک تابعیت، تابعیت مضاعف نامیده می‌شود. این وضعیت، یک وضعیت غیر عادی است. چراکه طبق آنچه که گفتیم، یکی از اصول حاکم بر تابعیت، وحدت آن است. علی‌رغم تلاش‌های ملی و جهانی برای جلوگیری از وضعیت تابعیت مضاعف، دلیل اصلی پدید آمدن آن ، تفاوت قوانین کشورهای مختلف در احراز تابعیت اشخاص است؛ بدین ترتیب که فردی که با داشتن یک ملاک خاص، تبعه‌ی یک کشور شده است، ممکن است با داشتن ملاکی دیگر، تبعه‌ی کشوری دیگر نیز شناخته شود. گفتنی است که کشورهای مختلف روز‌به‌روز به دنبال اعمال راه‌هایی در جهت جلوگیری از این وضعیت هستند و کشور ایران نیز از این تلاش مستثنی نبوده است.
3 – ترک تابعیت و گرفتن تابعیت کشور دیگر امکان پذیر است. از این اصل، به اصل تغییر پذیری تابعیت یاد می‌شود.
4 – ممنوع بودن سلب تابعیت.
پیش از اشاره به قوانین ایران راجع به تابعیت، باید گفت که برای تحصیل تابعیت یک کشور دو راه عمده وجود دارد:
الف) تابعیت اصلی که به دو نوع سیستم خون و سیستم خاک تقسیم می‌شود. در سیستم تابعیت خون، فرزندی که از پدر به دنیا می آید، تابعیت پدر خود را کسب می‌کند؛ فارغ از اینکه فرزند و پدر، مقیم چه کشوری باشند. در سیستم تابعیت خاک، تابعیت یک کشور به فرزندی داده خواهد شد که در قلمرو سرزمین آن کشور به دنیا بیاید. برخی از کشورها نظیر ایران، ترکیبی از هر دو سیستم را پذیرفته‌اند که در ادامه به ذکر نمونه‌هایی از آن می‌پردازیم.
ب) تابعیت اکتسابی؛ در تابعیت اکتسابی، تابعیت از طریق اراده‌ی فرد و با توجه به مقررات هر کشور کسب می‌شود. در این مورد، موافقت با درخواست شخص، منوط به اجازه‌ی مقامات رسمی و معمولاً وزارت امور خارجه است.
برای آشنایی بیشتر با تابعیت که با بحث مهاجرت نیز مرتبط است و ممکن است مورد قصد مهاجرین باشد، باید گفت که قانون مدنی ایران در بخش تابعیت، چنین مقرر می‌دارد که اشخاص زیر، تبعه‌ی ایران به حساب می‌آیند:
1- کلیه‌ی ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تابعیت خارجی آنها مسلم است. در توضیح این استثنا باید گفت که  تابعیت خارجی اشخاصی مسلم است، که مدارک تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
2 - کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از این که در ایران یا در خارج از ایران متولد شده باشند.
3 - کسانی که در ایران متولد شده‌اند و پدر و مادر آنان غیر معلوم باشد.
4 - کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی متولد شده‌اند و یکی از والدین خود در ایران متولد شده باشد.
5 - کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارج است متولد شده‌اند و بلافاصله پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام حداقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند؛ وگرنه قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.
6 - هر زن تبعه‌ی خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند.
7 - هر تبعه‌ی خارجی که تابعیت ایران تحصیل کرده باشد.

مهاجرت


به طور کلی، اشخاصی که دارای شرایط ذیل باشند نیز می‌توانند تابعیت ایران را تحصیل کنند:
1 - به سن هیجده سال تمام رسیده باشند.
2 - پنج سال چه متوالی و چه متناوب در ایران ساکن بوده باشند. البته مدت اقامت در کشور خارجی برای خدمت به دولت ایران، در حکم اقامت در خاک ایران است و مدت آن، مشمول این بند می‌شود.
3 - فراری از خدمت نظامی نباشند. اگر ظرف مدت پنج سال از تاریخ صدور سند تابعیت، معلوم شود شخصی که به تابعیت ایران قبول شده، فراری از خدمت نظام بوده، حکم خروج او از تابعیت ایران صادر خواهد شد.
4 - در هیچ کشوری به جرم مهم یا جنایت غیرسیاسی محکوم نشده باشند. لذا ارتکاب جرم سیاسی، تأثیری در این مورد ندارد. اگر ظرف مدت پنج سال از تاریخ صدور سند تابعیت، معلوم شود شخصی که به تبعیت ایران قبول شده، محکوم به جرم مهم یا جنایت عمومی است، حکم خروج او از تابعیت ایران صادر خواهد شد.


نظرات کاربران




فرم ارسال نظر